پرنياپرنيا، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

دختری از جنس ماه (پرنیا جعفری)

کلاس موسیقی

امروز پنج شنبه 29 تیر 1391 است و پرنیا برای اولین بار وارد عرصه موسیقی شد. پرنیا جان امروز در کلاس عرف نشست و الفبای موسیقی را یاد گرفت دو ر می فا سل لا سی اینها نت هایی بود که امروز پرنیا یاد گرفت و مربی موسیقی او سرکارخانم پریسا غنودیان به او سرمشق هم داد و قرار شد تا هفته دیگه پنج شنبه پرنیا شعر زاغی کجایی رو شاخه درختا و ..... چندین بار گوش بده و حفظ کنه تا بتونه نت هاشو با بلز بزنه آخر کلاس هم مربی پرنیا به من گفت که خانم پرنیا قبلاً آموزش موسیقی دیده؟ گفتم خیر امروز اولین روزی است که با موسیقی آشنا شده چطور؟ و ایشان پاسخ دادند که پس معلومه که خیلی باهوش است و استعداد زیادی دارد چون من هرچی را که برایش توضیح می دادم سریع یاد می گر...
29 تير 1391

جشن فارغ التحصیلی از مهد کودک

سلام امروز چهارشنبه 10 خرداد 1391 است من و پرنیا و مامان جون فاطمه همگی حاضر شدیم تا در جشن فارغ التحصیلی پرنیا در مهد کودک شرکت کنیم چه جشن جالبی بود همه مربیها خیلی زحمت کشیده بودند و بچه ها را خیلی خوب آماده کرده بودند تا بتوانند سرودهای جالب بخوانند سرود گروه کلاس یاسمن به همراه کلاس بنفشه که هردو مهد 5 ساله ها بود این بود: اون که به  ما شعر و سرود یاد می ده  مربی عزیزم ما اون دوست خوب بچه هاست قلبش مثل فرشته هاست عزیزترین پیش خداست ..... بهرحال جشنشان خیلی با صفا بود دست خانم احمدی زاده و خانم قلی زاده درد نکنه
10 خرداد 1391

تولد درخواستی در مهد کودک

سلام امروز به درخواست پرنیا یک تولد ساختگی در مهد براش گرفتیم البته دست نفیسه جون درد نکنه که واقعا برای من سنگ تموم گذاشت امیدوارم همیشه هر جا که هست موفق و پیروز باشه لازم به ذکر است که تولد پرنیا تو شهریور است اینم یک چند تا عکس از این تولد پر شور و حال:  پرنیا جون0   پرنیا و یلدا پرنیا و یلدا        پرنیا و دختران به ترتیب از سمت پرنیا: یلدا , آتنا , محدثه , نرگس , فاطمه, سارا, مهشید و مهسا  پرنیا و پسران به ترتیب از سمت پرنیا : سینا طالبی , سینا عسگری , دانیال , بنیامین , امیرحسین , محمد مهدی , عرشیا و امیرمحمد ...
27 ارديبهشت 1391

پرنیای مامان

سلام امروز می خوام یک چند تا عکس  پرنیا را براتون بگذارم با لباسی که خودش برای خودش پسندیده است: امروز مهد کودک پرنیا می خواد برای آخرین بار از بچه ها عکس بگیره و گفته بود که آنها لباس مهمانی تنشان کنند به همین دلیل چند روز پیش با پرنیا رفتم تا برای لباسش یک گل سر زیبا بخرم که از قضا پرنیا این لباس را در فروشگاه دید و گفت که مامان این لباس را برام بخر تا من در جشن مهدم بپوشم منم همین کار را کردم و این عکس ها را قبل از رفتن به مهد ازش گرفتم حالا بعداً عکس مهدش را هم تو وبلاگ می گذارم  با احترام   ...
11 ارديبهشت 1391

سيزدهم فروردين 1391 مجتمع آبعلي

سلام ما در روز سيزدهم فروردين 1391 همراه با خاله اعظم و دايي عباس و دختر خاله ها و پسر دايي ها رفتيم مجتمع آبعلي و خيلي خوش گذشت تله كابين سوار شديم ، سورتمه سواري كرديم و .... جاي همه شما خالي اينم چند تا عكس از پرنيا ، اميرعلي و متين در آنجا                 ...
13 فروردين 1391

قلعه سحرآميز (پارك ارم)

سلام اينم عكسهاي پرنيا در روز يازدهم فروردين 1391 در قلعه سحر آميز با صورت گريم شده پرنيا در اين روز خيلي صورتش قشنگ شده بود       ...
11 فروردين 1391